تبليغاتX
...::::بوشهرنقد::::...
برنامه های استانی

چنديست برانامه هاي استاني چنگي به دل نميزند.برنامه اي با گويش محلّي خودمان در آن نيست.برنامه های صدا خوب است ولی سیما خوب عمل نمیکند.بهترین برنامه هایی که پخش میکند تکرار شبکه های دیگر است.

بر روی ماهواره

+ در جمعه بیست و دوم خرداد 1388 ساعت 2:41 زیر موضوع انتقادی |

گرد و خاک

یک سال در ایران و چندین سال در کشورهای نزدیک خشکسالی داشتیم.تمام دشتها تبدیل به بیابان و رطوبت هوا کم شده است.بادهای خشک این مناطق با گرد و خاکی که همراه خود به بوشهر سوغات می آورند،امان مردم را بریده است.شاید بتوان برای این موضوع کاری کرد.

+ در شنبه شانزدهم خرداد 1388 ساعت 9:25 زیر موضوع انتقادی |

وقت شنا

ديگر آب دريا گرم است و ميتوانيم در آن شنا کنيم.کساني که براي شنا به دريا ميروند اين توصيه ها را جدّي بگيرند.
اگر شنا بلد نيستيد در آبهاي کم عمق مثل کنار پارک سيّادت شنا کنيد.صبح زود و دل ناشتا بهتر از هر موقع ديگر براي شناست.بوشهر تميزترين ساحل را دلرد پس شما هم در تميزي آن کوشا باشيد.مردم بوشهر براي دريا احترام قائلند، شما هم اين احترام را نگه داريد.

+ در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 ساعت 6:55 زیر موضوع درباره بوشهر |

رئیس جمهور

نقل محافل انتخابات رياست جمهوريست.در اين چهار نامزد خوب تحقيق کردم و يافتم که اصلاحات با شعار اصلاح روش اجراي قانون اساسي،در عمل قانون اساسي را ناديده ميگرفتند و حامي سرمايه داري ميشدند.به وعده هاي خود (رساندن گاز و راه آهن به بوشهر) عمل نميکردند.از طرف ديگر اشخاص اين حزب سياسي علاوه بر نقاط قوّت،نقاط ضعفي حياتي را داشتند که به منافع کشور نيست.جناب موسوي با هواپيماي اختصاصي به بوشهر و برازجان مسافرت کردند.خدا فردا را ختم بخير کند.مردم بوشهر طعم وعده هاي دولت اصلاحات را چشيده اند.دوره اي که باعث رکود اقتصاد بوشهر که وابسته به صادرات و واردات بود.بندر صادرات واردات بوشهر به بندر وارداتي تبديل شده بود.
از طرفي هم هر دو نامزد اصولگرايان اصلح هستند.جناب احمدي نژاد بايد کارهاي خود را به سرانجام برسانند.شعارش ما ميتوانيم بود و نشان داد که در زماني کوتاه ميتوان انقلابي را در بنادر بوشهر بوجود آورد ولي بحران جهاني امان نداد.جناب رضايي هم فردي نظاميست و رک.

+ در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 ساعت 1:3 زیر موضوع انتقادی |

بعد سور چهارشنبه

ديشب نزديک ساحل مثل ميدان جنگ بود حالا چند کشته و زخمي بدهد معلوم نيست.مردم هم ميروند که نگاه کنند و باقي ماجرا.اين چه رفتاريست که جوانان از خود نشان ميدهند معلوم نيست.خيليها که هميشه و هر سال بيخطر و راحت روي آتش ميپريدند،بايد در خانه بمانند که يک موقع طرقه اي چيزي زير پايشان نرود.امسال که گذشت ولي خدا کنه سال ديگر اين اتفاقات نيفتت.بيمارستان هم شلوغ.خيلي ها موقع کار ميميرند و شهيد ميشوند خيليها هم اين گونه،خودتان بگوييد ميخواهيد کدام مرگ را داشته باشيد؟
مرگي که مردم در آن حماقت ببينند يا مرگي که در آن سرفرازي را بيينند.خدا اين گونه مرگها را نصيب گرگ بيابان نکند چه برسد به انسان آن هم جوان ايراني سرفراز را.همين بس که هر سال آبروي ايراني جماعت را ميبريم و خيليها اصلاً آن را خرافي ميدانند و ساير ملل آن رامورد تمسخر قرار ميدهند.

+ در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 ساعت 8:56 زیر موضوع انتقادی |

چهار شنبه سوری

در تمام عمر حادثه این گونه ندیدم که جشن باشه ولی مثل جنگ کشته و زخمی بده و سایر ملل برای ما دست بگیرند که این ایرانیان با فرهنگ هستند که در جشن کشته میدهند.مگر پریدن از روی آتش چه عیبی دارد که مترود شده و جای آن را توپ و خمپاره گرفته است.

+ در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 ساعت 8:38 زیر موضوع انتقادی |

دمی با شریفی
شریفی علاوه بر قصاید،غزل و سایر قالبها هم شعر دارد و اکثر آنها محتوایی اخلاقی دارند.

مرا گويند شعرت آبدار است   چه بهتر که شعر ناندار باشد
چو شاعر جان دهد در بينوايي   چه سود از شعر اگر جاندار باشد

+ در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 ساعت 1:22 زیر موضوع شعر در منطقه |

پدر و پسر شریفی

پدري به پسرش گفت به خشم   که تو آدم نشوي خاک بر سر
گر کسان جامع خيرند و شرند   از سراپاي تو بارد همه شر
حيف از آن عمر که اي بي سر و پا   در پي تربيتت کردم سر
دل فرزند از اين حرف شکست   بي خبر روز دگر کرد سفر
رفت از آن شهر به شهري که شود   فارغ از سرزنش پدر
رفت از پيش پدر تا که کند   بهر خود فکر دگر،کار دگر
سال ها رفت و پس از تلخي ها   زندگي گشت به کامش چو شکر
عاقبت منصب والايي يافت   حاکم شهر شد و صاحب زر
چند روزي بگذشت و پس از آن   امر فرمود به احضار پدر
تا ببيند پدر آن جاه و جلال   شرمساري برد از طعنه مگر
پدرش آمد و از راه دراز   نزد حاکم شد و بشناخت پسر
پسر از غايت خودخواهي و کبر   به سراپاي وي افکند نظر
گفت اي پير شناسي تو مرا؟   گفت کي ميروي از ياد پدر
گفت:گفتي که من آدم نشوم   حاليا حشمت و جاهم بنگر
پير خنديد و سري داد تکان   اين سخن گفت و برون شد از در
من نگفتم که تو حاکم نشوي   گفتم آدم نشوي جان پدر

+ در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387 ساعت 1:16 زیر موضوع شعر در منطقه |

شریفی

محمد علي،فرزند حاج حسن دشتي ،متولد 1289 ش در بوشهر است.شريفي در کودکي پدر خود را از دست داد و در سال 1308 ش وارد خدمت گمرک شد.

زما گسستي و دادي چه خوب مزد وفا را   به ياد دار که بردي  زياد صحبت ما را
خطا زماست که در قحط سال عشق و محبت   نبرده ايم به بازار جز متاع صفا را
که گفت صورت نيکو نشان سيرت نيکوست   که ما به روي نکو ديده ايم نقش ريا را
طبيب بي خبر از عشق،درد عشق چه داند   طبيب نيست هر آن کو شناخت نام دوا را
عنان دل به کف ديده چون سپرد شريفي   ضرورت است که ببيند سزاي کار خطا را

+ در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 ساعت 1:16 زیر موضوع شعر در منطقه |

روز بوشهر
18اسفند را روز بوشهر اعلام کردند.چند دلیل دارد که یک دلیل آن 110 سالگی مدرسه سعادت بوشهر دومین مدرسه ایران بعد از دارالفنون است.در این روز مراسمی در مدرسه برگذار شد و تمامی مدیران و دانش آموزان و...که هنوز زنده اند را کنار هم جمع کرد.

استان بوشهر-بوشهرنقد

مطلب قبلی در باره ی مو ضوع اینجاست.

+ در سه شنبه بیستم اسفند 1387 ساعت 9:6 زیر موضوع درباره بوشهر |