دست شهرداري درد نکند اتوبوسهايش اکثراًٌ کولر دار و تميز و نونوار است.اتوبوسهاي قديمي بسيار کثيف و آلوده است.اگر شهرداري اين اتوبوسها را کامل تميز کند يک شهر دعاگو خواهند بود.اگر بتوان مثل متروي تهران بليطها را چند بار مصرف و قابل شارژ کرد خيلي به سرعت اين ناوگان افزوده خواهد شد.
چنديست برانامه هاي استاني چنگي به دل نميزند.برنامه اي با گويش محلّي خودمان در آن نيست.برنامه های صدا خوب است ولی سیما خوب عمل نمیکند.بهترین برنامه هایی که پخش میکند تکرار شبکه های دیگر است.
یک سال در ایران و چندین سال در کشورهای نزدیک خشکسالی داشتیم.تمام دشتها تبدیل به بیابان و رطوبت هوا کم شده است.بادهای خشک این مناطق با گرد و خاکی که همراه خود به بوشهر سوغات می آورند،امان مردم را بریده است.شاید بتوان برای این موضوع کاری کرد.
نقل محافل انتخابات رياست جمهوريست.در اين چهار نامزد خوب تحقيق کردم و يافتم که اصلاحات با شعار اصلاح روش اجراي قانون اساسي،در عمل قانون اساسي را ناديده ميگرفتند و حامي سرمايه داري ميشدند.به وعده هاي خود (رساندن گاز و راه آهن به بوشهر) عمل نميکردند.از طرف ديگر اشخاص اين حزب سياسي علاوه بر نقاط قوّت،نقاط ضعفي حياتي را داشتند که به منافع کشور نيست.جناب موسوي با هواپيماي اختصاصي به بوشهر و برازجان مسافرت کردند.خدا فردا را ختم بخير کند.مردم بوشهر طعم وعده هاي دولت اصلاحات را چشيده اند.دوره اي که باعث رکود اقتصاد بوشهر که وابسته به صادرات و واردات بود.بندر صادرات واردات بوشهر به بندر وارداتي تبديل شده بود.
از طرفي هم هر دو نامزد اصولگرايان اصلح هستند.جناب احمدي نژاد بايد کارهاي خود را به سرانجام برسانند.شعارش ما ميتوانيم بود و نشان داد که در زماني کوتاه ميتوان انقلابي را در بنادر بوشهر بوجود آورد ولي بحران جهاني امان نداد.جناب رضايي هم فردي نظاميست و رک.
ديشب نزديک ساحل مثل ميدان جنگ بود حالا چند کشته و زخمي بدهد معلوم نيست.مردم هم ميروند که نگاه کنند و باقي ماجرا.اين چه رفتاريست که جوانان از خود نشان ميدهند معلوم نيست.خيليها که هميشه و هر سال بيخطر و راحت روي آتش ميپريدند،بايد در خانه بمانند که يک موقع طرقه اي چيزي زير پايشان نرود.امسال که گذشت ولي خدا کنه سال ديگر اين اتفاقات نيفتت.بيمارستان هم شلوغ.خيلي ها موقع کار ميميرند و شهيد ميشوند خيليها هم اين گونه،خودتان بگوييد ميخواهيد کدام مرگ را داشته باشيد؟
مرگي که مردم در آن حماقت ببينند يا مرگي که در آن سرفرازي را بيينند.خدا اين گونه مرگها را نصيب گرگ بيابان نکند چه برسد به انسان آن هم جوان ايراني سرفراز را.همين بس که هر سال آبروي ايراني جماعت را ميبريم و خيليها اصلاً آن را خرافي ميدانند و ساير ملل آن رامورد تمسخر قرار ميدهند.
در تمام عمر حادثه این گونه ندیدم که جشن باشه ولی مثل جنگ کشته و زخمی بده و سایر ملل برای ما دست بگیرند که این ایرانیان با فرهنگ هستند که در جشن کشته میدهند.مگر پریدن از روی آتش چه عیبی دارد که مترود شده و جای آن را توپ و خمپاره گرفته است.

بوشهرم مثل سایر شهرها داره یواش یواش هویت خود را از دست میده با این کوچه های عمودی و قوطی کبریتها که به نام خونه قالب میکنند.تقریباً فقط در چهار محل است که خانه هایی با سبک بوشهری باقی مانده که بازم جای شکر دارد. چرا نظام مهندسی اینقدر منفعل است فقط بلده پول بگیره پس کی میخواهد کار خود یعنی حفاظت از سبک مهندسی ایرانی-بوشهری را انجام بده.مهندس ناظر خونه خودمون از شهرداری که یه بارم اون رو نگاه نکرد مال نظام مهندسی هم که یه بار تلفن کرد میخواین بهتر از این باشه؟؟
راستی نظرات سازنده خود را از ما دریغ نکنید.

فصل بهار آمد تمام پرنده های فصلی وارد شدند.مشکل اینجاست که بعضی ها مراعات این پرندگان را نمی کنند و به نوعی به آنان آسیب میرسانند. گرچه دولتی های بوشهر هم کمی کم کارند و به این گجونه آسیبها چندان توجهی ندارند.

در بوشهر وضعیت درمانی چندان بد نیست،ولی مشکلاتی دارد که من در اینجا چند مورد آن را بیان میکنم شاید رفع شوند.اول بیمارستان است که دو تا بیمارستان در بوشهر است که بیمارستان سلمان فارسی در بهمنی فقط برای تأمین اجتماعیست و بیمارستان دوم فاطمه الزهرا (معروف به کشتارگاه)است.بیمارستانی آموزشی جهت آموزش کادر درمانی بوشهر است.البته یک بیمارستان دیگر است که فقط برای ارتشیهاست.
تنها یک درمانگاه تخصصی موجود است که آن هم برای گرفتن نوبت و ازدهام مردم آزار دهنده است،درمانگاه ابوالفضل را میگویم.یک درمانگاه تخصصی دیگر است که آنهم فقط برای تأمین اجتماعییست.
جز یکی از بدیهیات بوشهر پیدا کردن کوچه با آسفالت تمیز است.یعنی نمیتونید کوچه ای رو پیداکنید که حتی آسفالت هم باشه ولی رویش خاک نباشه.زمانی که خود شهر داری رحم آسفالت خیابون نکنه و به بهانه زیبا سازی شهر خاک توی خیلبون بریزه وای به حال مردم.
وضعیّت خیابان های بوشهر هم بدتر از این نمیشه تا دلتون بخواد آسفالت کَل کَل (تکّه تکّه) است ولی خوبی که داره اینه که در آمد جلوبندی ها رو زیاد کرده است.ناشکر نیستیم ولی بد تر از اینم فکر نکنم بشه.اکثر خیابان ها،یک روکشو حد اقل نیاز دارند.قربون شهرداری هم برم غیر از سرعتگیر پلاستیکی که ما با آن موافقیم با آسفالت هم سرعتگیر میسازه که هم شب نمیشه اون رو دید هم کف پراید بهش میماله هم جلوبندی ماشین رو داغون میکنه ولی خوبی که داره اینه که میشه از اونا برای یاد گیری تکچرخ برای موتورسواران استفاده کرد.انصافاً از این نظر چیز عالیه!
ریشه نابسامانی اوضاع و احوال بوشهر در شهر داری ضعیف است،یعنی اگر شهرداری بوشهر بتواند بین سایر دستگاه های مسئول،نظم را حکم فرما کند و خودش هم افراد لایق،بومی و دلسوز را در شهرداری به کار بگیرد،کمی هم خودش را تکان بدهد و کارمندان تنبلش را کاری کند،میتواند که بر مشکلات فائق بشود.
البته خیلی از کارمندان وشاغلین در شهرداری خوب کار میکنند ولی در عمل شهرداری بهره وری کامل رو ندارد.ما در مرکز استانیم و وضعمون بدین شکل است،اگه همینجور پیش بره ممکن است این شیوه مدیریتی به سایر نقاط استان هم سرایت کند.البته استانداری هم مسئول است که این کم کاری رو میبیند ولی کاری نمیکند.
به نظر من باید شورای اداری استان نظم و شیوه ی درست مدیریتی رو حکم فرما کند و سعی در بهبود بهره وری کند.ما میخواهیم کشور نمونه بشیم پس باید از خودمان شروع کنیم تا شهر بعد استان و بعد کشور ما نمونه بشود.
همه مشکل از طرف شهرداری یا استانداری هم نیست.کمی هم از طرف سایر دستگاه ها است که هرکدام به شکلی و بهانه ای با شهرداری همکاری نمیکنند.به یاد داشته باشید شرط توسعه استان کار برای رضای خداست و نباید فقط و فقط به فکر نفع خود باشیم.اگر هر کس در هرجایی در این شهر که هست کار خود را با جان و دل و بدون سستی انجام دهد حتماً میتوانیم شهری نمونه کشوری یا حتی جهانی بسازیم.
اگر تا به حال بازار بوشهر رفته باشید دو تا چیز است که واقعاً به چشم میاد و حال مردم را عوض میکنه.یکی این است که تمام دکّان های بازار صفا(بازار خوراکی) رو کازرونی ها میچرخونن و هوای همدیگه رو دارند و تا میتونن قیمت بازار روتعیین میکنن.و دومی اینه که جنس هم مستقیم از سر باغ و زمین یا دلّال سر زمین نمیخرن و از برازجان که اونها هم خودشون از چند دست دیگه گرفتن میخرند و مردم هم براشون مهم نیستند،که میتونن این همه حقّ دلّالی رو تحّمل کنند یا نه.
حالا سئوال من این است چرا جمعه بازاری رو که داخل شهر بود آتش زدند و به چه منظوری؟چرا از شهر بیرونشون کردند و در برج مقوم ساکنشون کردند؟چرا شهرداری هم کمک آنان کرد و اجاره محوطه رو بیشتر میکنه؟و هزارتا چرای دیگه
یعنی مسئولین شهرهای دیگر تمام تلاش خود را برای کم کردن قطعی برق نهاده اند ولی در بوشهر حقمان را به دیگران هدیه میدهند این یعنی چه؟جز نبودن مسئولان از افراد بومی بوده و ندانستن مشکلات مردم است.
آخر ندانستیم مطرب کیست؟

کسانی که توان ایستادن در صف و رفتن به نمایندگی را ندارند آن را باید ۱۵۰۰یا۲۰۰۰تومان از گاریهایی که اینکار را میکنند خرید نمایند این در حالیست که کپسول خود ۸۰۰تومان بیشتر نیست.
ناشکر نیستیم ولی این راننده استاندار است که زحمت گاز خانه ایشان را میکشد و نباید هم او مشکلی به نام گاز را شنیده باشد.
این اولین پست از سایت بوشهرنقد است که در خدمت شماییم.دراین سایت با نقد عملکرد مسئولان و وضع ظاهری شهر وسایرمشکلات شهر بوشهر آشنا میشوید. ما سعی داریم از این طریق مکانی را برای شناساندن تمامی نا ملایمات ایجاد کنیم تا شاید با دانسنتن این ها برای بهبود آن تلاش کنیم.